۱۳۹۰ فروردین ۲۹, دوشنبه
این یکی دسیسه نیست!...گندی که زدن داره کم کم بوش میاد!
این استعفا و ابقای وزیر اطلاعات از اون اتفاقایی هست که باید خیلی توش دقت کنیم!
یه نکته مهم اینه که تو جمهوری اسلامی همیشه وزیر اطلاعات و وزیر دفاع رو رهبر پیشنهاد میکنه و وزیر کشور هم با موافقت رهبر و توسط رییس جمهور به مجلس معرفی میشه پس مطمئن باشید که این یه بازی تبلیغاتی برای داغ کردن تنور انتخابات(که البته دنبالش هستن)و جو سیاسی مملکت برای سرگرم کردن مردم نیست.درست بعد از انتخابات88 اختلافات بیت رهبری و مجموعه سپاه با دار و دسته احمدی نژاد شروع شد...و در اولین قدم وزیر اطلاعات وقت(محسنی اژه ای که در هیئت دولت ا.ن به سمتش قندون پرت کرده بود)و همینطور داود احمدی نژاد(برادر ا.ن) که هم رییس بازرسی نهاد ریاست جمهوری بود و هم از مخالفین مشایی برکنار شدن.
داستان معاون اولی مشایی و تاخیر مموتی رو هم که فقط خواجه حافظ شیرازی هنوز نشنیده...طبق اخبار موثق داستان کشیده زدن سردار جعفری(فرمانده کل سپاه)به گوش احمدی نژاد هم که واقعی بوده.به نظرتون دیگه چه قطعه ای از پازل اختلافات احمدی نژاد با آیت الله خامنه ای مونده تا تصویر عزل ا.ن تکمیل بشه؟
من فکر میکنم الان دیگه فقط دارن احمدی نژاد رو تحمل میکنن،که البته هر لحظه هزینه تحملش هم داره بیشتر میشه وحاکمیت کاملا به میزان مشروعیتش بین مردم آگاهه، برای همین هم داره تلاش میکنه افرادی مثل قالیباف یا دکتر عارف رو برای انتخابات به مردم معرفی کنه و به شکلی فرمالیته یه انتخابات پرشور راه بندازه!
یه نکته مهم اینه که تو جمهوری اسلامی همیشه وزیر اطلاعات و وزیر دفاع رو رهبر پیشنهاد میکنه و وزیر کشور هم با موافقت رهبر و توسط رییس جمهور به مجلس معرفی میشه پس مطمئن باشید که این یه بازی تبلیغاتی برای داغ کردن تنور انتخابات(که البته دنبالش هستن)و جو سیاسی مملکت برای سرگرم کردن مردم نیست.درست بعد از انتخابات88 اختلافات بیت رهبری و مجموعه سپاه با دار و دسته احمدی نژاد شروع شد...و در اولین قدم وزیر اطلاعات وقت(محسنی اژه ای که در هیئت دولت ا.ن به سمتش قندون پرت کرده بود)و همینطور داود احمدی نژاد(برادر ا.ن) که هم رییس بازرسی نهاد ریاست جمهوری بود و هم از مخالفین مشایی برکنار شدن.
داستان معاون اولی مشایی و تاخیر مموتی رو هم که فقط خواجه حافظ شیرازی هنوز نشنیده...طبق اخبار موثق داستان کشیده زدن سردار جعفری(فرمانده کل سپاه)به گوش احمدی نژاد هم که واقعی بوده.به نظرتون دیگه چه قطعه ای از پازل اختلافات احمدی نژاد با آیت الله خامنه ای مونده تا تصویر عزل ا.ن تکمیل بشه؟
من فکر میکنم الان دیگه فقط دارن احمدی نژاد رو تحمل میکنن،که البته هر لحظه هزینه تحملش هم داره بیشتر میشه وحاکمیت کاملا به میزان مشروعیتش بین مردم آگاهه، برای همین هم داره تلاش میکنه افرادی مثل قالیباف یا دکتر عارف رو برای انتخابات به مردم معرفی کنه و به شکلی فرمالیته یه انتخابات پرشور راه بندازه!
باید دید جنبش سبز میتونه از این قضیه به نفع خودش استفاده کنه؟!
۱۳۹۰ فروردین ۲۶, جمعه
هیچ حواستون هست؟!...یه موقعیت حساس رو داریم از دست میدیم!
از 25خرداد88 تا حالا هیچوقت اینقدر موقعیت به نفع جنبش نبوده:
به جز 25خرداد و چند تظاهرات بعدی(29و30خرداد)که مردم خیلی گرم و پرشور بودن و جرات مقابله سنگین رو به کودتاچیها ندادن دیگه هیچوقت یه همچین موقعیتی برامون پیش نیومده.این یه حقیقته که خیلی از مردم اینقدر مشکل اقتصادی داشتنن و دارن که دیگه نمیتونستن برای آزادیهای سیاسی خیلی به خیابون بیان...به خصوص که الان هزینه این موضوع هم خیلی بالا رفته و خشونت کودتاچی ها به حداکثر رسیده.
اما این روزها شرایط یه کم تغییر کرده:
اولا(مشکلات اقتصادی): مشکلات اقتصادی خون مردم رو جوری تو شیشه کرده که حتی صدای مراجع ساکت رو هم درآورده،برای همین هم جسارت مردم الان دوباره زیاد شده.(یه جورایی زدن به سیم آخر)
دوما(تفرقه شدید در نیروهای حکومت): بخاطر نزدیکی انتخابات مجلس و حضور نداشتن وسیع اصلاحطلبان،اصولگراها(که تمام حکومت رو قبضه کردن) به جون هم افتادن و اختلاف به حدیه که حتی با دستور رهبر هم از حمله به هم دست برنمی دارن.
سوما (نزدیکی مراجع به مردم):اخیرا بیشتر مراجع صحبتهایی در حمایت از مردم یا حداقل انتقادی از حکومت کردن.
چهارما(اتحاد بیشتر بین اعضای جنبش):بعد بحثای زیاد توی این دوسال الان دیگه حداقل به این شعور رسیدیم که روی حداقلها برای آینده خودمون و ایران اتحاد کنیم.خلاصه یه کم دعواها و جدلها فروکش کرده.
پنجما و از همه مهمتر:تظاهرات بعدی ما روز کارگر(11 اردی بهشت)هستش واین یعنی اتحاد جنبش سبز با جنبش کارگری(بخش اعظم قشر ضعیف اقتصادی) که همه منتظرش بودیم و میرحسین هم قبلا به اهمیت این موضوع تاکید کرده بود،وقت خوبی هم برای تبلیغ داریم...باید دیوارنویسیها و اسکناس نویسیها رو بیشتر کنیم.
باید تو روزای باقیمونده شروع کنیم برای بحث در مورد زمان و مکان تظاهرات.اگر این تظاهرات رو پرشور و داغ برگزار کنیم میتونیم به حصول نتیجه تو 25خرداد ایمان داشته باشیم.
بچه ها واقعا این یه موقعیت استثنائیه...نباید هدر بره!
به جز 25خرداد و چند تظاهرات بعدی(29و30خرداد)که مردم خیلی گرم و پرشور بودن و جرات مقابله سنگین رو به کودتاچیها ندادن دیگه هیچوقت یه همچین موقعیتی برامون پیش نیومده.این یه حقیقته که خیلی از مردم اینقدر مشکل اقتصادی داشتنن و دارن که دیگه نمیتونستن برای آزادیهای سیاسی خیلی به خیابون بیان...به خصوص که الان هزینه این موضوع هم خیلی بالا رفته و خشونت کودتاچی ها به حداکثر رسیده.
اما این روزها شرایط یه کم تغییر کرده:
اولا(مشکلات اقتصادی): مشکلات اقتصادی خون مردم رو جوری تو شیشه کرده که حتی صدای مراجع ساکت رو هم درآورده،برای همین هم جسارت مردم الان دوباره زیاد شده.(یه جورایی زدن به سیم آخر)
دوما(تفرقه شدید در نیروهای حکومت): بخاطر نزدیکی انتخابات مجلس و حضور نداشتن وسیع اصلاحطلبان،اصولگراها(که تمام حکومت رو قبضه کردن) به جون هم افتادن و اختلاف به حدیه که حتی با دستور رهبر هم از حمله به هم دست برنمی دارن.
سوما (نزدیکی مراجع به مردم):اخیرا بیشتر مراجع صحبتهایی در حمایت از مردم یا حداقل انتقادی از حکومت کردن.
چهارما(اتحاد بیشتر بین اعضای جنبش):بعد بحثای زیاد توی این دوسال الان دیگه حداقل به این شعور رسیدیم که روی حداقلها برای آینده خودمون و ایران اتحاد کنیم.خلاصه یه کم دعواها و جدلها فروکش کرده.
پنجما و از همه مهمتر:تظاهرات بعدی ما روز کارگر(11 اردی بهشت)هستش واین یعنی اتحاد جنبش سبز با جنبش کارگری(بخش اعظم قشر ضعیف اقتصادی) که همه منتظرش بودیم و میرحسین هم قبلا به اهمیت این موضوع تاکید کرده بود،وقت خوبی هم برای تبلیغ داریم...باید دیوارنویسیها و اسکناس نویسیها رو بیشتر کنیم.
باید تو روزای باقیمونده شروع کنیم برای بحث در مورد زمان و مکان تظاهرات.اگر این تظاهرات رو پرشور و داغ برگزار کنیم میتونیم به حصول نتیجه تو 25خرداد ایمان داشته باشیم.
بچه ها واقعا این یه موقعیت استثنائیه...نباید هدر بره!
۱۳۹۰ فروردین ۲۴, چهارشنبه
به یاد دستان پینه بسته کارگران زحمت کش وطن عزیزتر از جانم؛ایران!
11اردی بهشت1390، 1می2011، 27جمادی الاول1432؛روز جهانی کارگر
بیاد تمام کارگرایی که در این کشور از همه بیشتر میدوند و از همه کمتر میبرند.
بیاد تمام کارگران بخشهای مختلف صنعت نفت،کشتی سازی،راهسازی و...همه زحمتکشای بی نام و نشونی که بر گردن همه ما حق دارن.کسانی که ساعات زیادی رو تو گرما و سرما کار میکنن تابقیه زندگی عادیشون رو در کنار خانواده داشته باشن.
امسال میخوایم خستگی چندین و چندساله شماها رو جبران کنیم،امسال میخوایم یه کوچولو صدای اعتراض شماها رو رساتر کنیم تا پایه های استبدادی که بر این مملکت چنبره زده رو با هم بلرزونیم!
امسال میخوایم دستهامون رو توی دستای هم بذاریم و دانشجو و پرستار و...همه در کنار کارگر؛همه با هم فریاد آزادی و عدالت برای میهن رو سر بدیم.
11اردی بهشت امسال فقط روز شما نیست،روز همه ماست؛چون امسال دیگه شما تنها نیستید،چون امسال میخوایم با هم عکس منصور اسانلو و دیگر کارگرای مظلوم ایران رو تو دستامون بگیریم و فریاد آزادی آزادی سر بدیم.
امسال جنبش کارگری در کنارش جنبش سبز،جنبش زنان و جنبش دانشجویی رو داره...باشد که در کنار هم جشن پیروزی رو بگیریم.
بیاد تمام کارگرایی که در این کشور از همه بیشتر میدوند و از همه کمتر میبرند.
بیاد تمام کارگران بخشهای مختلف صنعت نفت،کشتی سازی،راهسازی و...همه زحمتکشای بی نام و نشونی که بر گردن همه ما حق دارن.کسانی که ساعات زیادی رو تو گرما و سرما کار میکنن تابقیه زندگی عادیشون رو در کنار خانواده داشته باشن.
امسال میخوایم خستگی چندین و چندساله شماها رو جبران کنیم،امسال میخوایم یه کوچولو صدای اعتراض شماها رو رساتر کنیم تا پایه های استبدادی که بر این مملکت چنبره زده رو با هم بلرزونیم!
امسال میخوایم دستهامون رو توی دستای هم بذاریم و دانشجو و پرستار و...همه در کنار کارگر؛همه با هم فریاد آزادی و عدالت برای میهن رو سر بدیم.
11اردی بهشت امسال فقط روز شما نیست،روز همه ماست؛چون امسال دیگه شما تنها نیستید،چون امسال میخوایم با هم عکس منصور اسانلو و دیگر کارگرای مظلوم ایران رو تو دستامون بگیریم و فریاد آزادی آزادی سر بدیم.
امسال جنبش کارگری در کنارش جنبش سبز،جنبش زنان و جنبش دانشجویی رو داره...باشد که در کنار هم جشن پیروزی رو بگیریم.
۱۳۹۰ فروردین ۲۰, شنبه
هاشمی رفسنجانی در ترازوی سیاست ایران!
از همه اعضای جنبش سبز میخوام که به این نکته مهم توجه کنن:
چه بخوایم چه نخوایم رفسنجانی یکی از مهره های بسیار مهم سیاست ایرانه!:
1.هاشمی رفسنجانی از نفوذ بیشتری نسبت به آیت الله خامنه ای در روحانیت ایران و بخصوص بیوت مراجع تقلید برخورداره.
2.هاشمی رفسنجانی سیاستمداری قهار و باتجربه هست که نمونه اون رو حداقل در شرایط فعلی نداریم(از نظر زیرکی و سیاستمداری).
3.ما اگر با رفسنجانی مخالفیم،حداقل میتونیم ازش استفاده کنیم.
ما اگر با رفسنجانی مخالفیم،میتونیم حداقل این وزنه سنگین رو از کفه ترازوی حاکمیت خارج و به کفه معترضین منتقل کنیم...رفسنجانی چه خوب چه بد آدمیه که میتونه مسیر رو برای حرکت جنبش هموار کنه.
امروز دیگه همه سیاستمدارای ایرانی و خارجی میدونن که با باز شدن روزنه بسیار کوچکی(مثل چاپ یک روزنامه منتقد)در این خفقان ایجاد شده،چه سروصدایی ایران رو فرا میگیره!
همه میدونن که اگر مردم مثل 25خرداد بتونن تجمع کنن،دیگه سرانجام اون راهپیمایی مثل 25 خرداد نخواهد بود!
همه میدونن که ایران دیگه به شرایط پیش از انتخابات22خرداد1388 برنمیگرده!
پس چه بهتر که این روزنه توسط رفسنجانی باز بشه!
خودمون رو گول نزنیم،اون چیزی که میخوایم فقط در3صورت بدست میاد:
1.حاکمیت یک پا به عقب بردارد...که نتیجه آن قدمهای بعدی و سریعتر حاکمیت به عقب خواهد بود!
2.مردم یک پا به پیش بردارند...که با این خفقان ایجاد شده و جوپلیسی که در تهران وجود داره احتمال حضور و به هم پیوستن میلیونی مردم خیلی دور از انتظار خواهد بود!
پس به نظر من استفاده از نیروهایی که هنوز جزء حاکمیتند و با دولت احمدی نژاد مشکل دارن(مثل رفسنجانی،خاتمی و...)و کشاندن آنها به کفه معترضین میتونه سریعتر ماها رو به نتیجه برسونه!
چه بخوایم چه نخوایم رفسنجانی یکی از مهره های بسیار مهم سیاست ایرانه!:
1.هاشمی رفسنجانی از نفوذ بیشتری نسبت به آیت الله خامنه ای در روحانیت ایران و بخصوص بیوت مراجع تقلید برخورداره.
2.هاشمی رفسنجانی سیاستمداری قهار و باتجربه هست که نمونه اون رو حداقل در شرایط فعلی نداریم(از نظر زیرکی و سیاستمداری).
3.ما اگر با رفسنجانی مخالفیم،حداقل میتونیم ازش استفاده کنیم.
ما اگر با رفسنجانی مخالفیم،میتونیم حداقل این وزنه سنگین رو از کفه ترازوی حاکمیت خارج و به کفه معترضین منتقل کنیم...رفسنجانی چه خوب چه بد آدمیه که میتونه مسیر رو برای حرکت جنبش هموار کنه.
امروز دیگه همه سیاستمدارای ایرانی و خارجی میدونن که با باز شدن روزنه بسیار کوچکی(مثل چاپ یک روزنامه منتقد)در این خفقان ایجاد شده،چه سروصدایی ایران رو فرا میگیره!
همه میدونن که اگر مردم مثل 25خرداد بتونن تجمع کنن،دیگه سرانجام اون راهپیمایی مثل 25 خرداد نخواهد بود!
همه میدونن که ایران دیگه به شرایط پیش از انتخابات22خرداد1388 برنمیگرده!
پس چه بهتر که این روزنه توسط رفسنجانی باز بشه!
خودمون رو گول نزنیم،اون چیزی که میخوایم فقط در3صورت بدست میاد:
1.حاکمیت یک پا به عقب بردارد...که نتیجه آن قدمهای بعدی و سریعتر حاکمیت به عقب خواهد بود!
2.مردم یک پا به پیش بردارند...که با این خفقان ایجاد شده و جوپلیسی که در تهران وجود داره احتمال حضور و به هم پیوستن میلیونی مردم خیلی دور از انتظار خواهد بود!
پس به نظر من استفاده از نیروهایی که هنوز جزء حاکمیتند و با دولت احمدی نژاد مشکل دارن(مثل رفسنجانی،خاتمی و...)و کشاندن آنها به کفه معترضین میتونه سریعتر ماها رو به نتیجه برسونه!
۱۳۹۰ فروردین ۱۵, دوشنبه
از ایرج طهماسب و حمید جبلی تشکر میکنم!
واقعا توی وانفسای کویر صدا و سیما کلاه قرمزی 90 چشمه ای پرآب بود!
کلاه قرمزی و پسرخاله؛نمیدونم چه رازی توی این دو تا عروسک هست که هیچوقت خسته کننده و تکراری نمیشن!امسال کلاه قرمزی و پسرخاله بهتر از همیشه با دوستاشون آقای مجری،پسرعمه زا،ببعی،فامیل دور و خانم نگاریان(نگار جواهریان) دل مردم رو شاد کردن و از اون مهمتر فرهنگ بچه ها و حتی بزرگترها رو یک قدم به جلو بردن.آیا چیزی از این زیباتر میشه؟!میشه که با چندتا عروسک کاری کرد که هزاران سریال و فیلم صداوسیما نمیتونن انجامش بدن؟!
واقعا کلاه قرمزی سال90 از اون چیزهایی بود که آدم دلش براش تنگ میشه...مثل سریالهای خانه سبز،همسران،ساعت خوش،مسافران(رامبد جوان)و...البته هیچکدوم این برنامه ها تاثیر کلاه قرمزی رو نداشتن ولی به خودی خود زیبا بودن!
از ایرج طهماسب و حمید جبلی صمیمانه بخاطر اعتلا بخشیدن به فرهنگ ملت مظلوم ما تشکر میکنم...واقعا گل کاشتید،دمتون گرم و برقرار باشید!
جاوید باد یاد تیزپروازان شهید و سرافراز نیروی هوایی
که جوانمردانه در برابر متجاوزین اهریمن صفت این مرز و بوم ایستادند و بودند تا باشیم،که اگر نبودند نمی بودیم؛
چرا که زیستن در ذلت همان نیستن است.
زنده باد یاد اسوه شجاعت و رشادت؛امیر سرلشگر خلبان شهید عباس دوران،که حقیقتا عباسِ دوران ما بود.
زنده باد یاد اسوه اخلاق و مروت؛امیر سرلشگر خلبان شهید عباس بابایی،که فقط شهادت برازنده او بود.
زنده باد یاد اسوه جوانمردی؛امیر سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی،که همواره مرهمی بر زخمهای نیروی هوایی بود.
زنده باد یاد اسوه پایمردی؛امیر سرلشگر خلبان شهید حسین خلعتبری،که همیشه روح زندگی و طراوت را در نیروی هوایی می دمید.
زنده باد یاد اسوه وفاداری به دین و میهن؛امیر سرلشگر خلبان شهید جواد فکوری،که در مقابل افراطیگری متحجران در نیروی هوایی ایستاد.
زنده باد یاد اسوه صلابت و پایداری؛امیر سرلشگر خلبان شهید منصور ستاری،که همواره مقابل زوال نیروی هوایی می ایستاد.
زنده باد یاد اسوه مظلومیت؛امیر سرلشگر خلبان شهید هاشم آل آقا،که مظلومانه و ناجوانمردانه توسط تازیان ترسوی بعثی به شهادت رسید.
و...جاوید باد نام تمام ایثارگران عرصه دفاع مقدس.
چرا که زیستن در ذلت همان نیستن است.
زنده باد یاد اسوه شجاعت و رشادت؛امیر سرلشگر خلبان شهید عباس دوران،که حقیقتا عباسِ دوران ما بود.
زنده باد یاد اسوه اخلاق و مروت؛امیر سرلشگر خلبان شهید عباس بابایی،که فقط شهادت برازنده او بود.
زنده باد یاد اسوه جوانمردی؛امیر سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی،که همواره مرهمی بر زخمهای نیروی هوایی بود.
زنده باد یاد اسوه پایمردی؛امیر سرلشگر خلبان شهید حسین خلعتبری،که همیشه روح زندگی و طراوت را در نیروی هوایی می دمید.
زنده باد یاد اسوه وفاداری به دین و میهن؛امیر سرلشگر خلبان شهید جواد فکوری،که در مقابل افراطیگری متحجران در نیروی هوایی ایستاد.
زنده باد یاد اسوه صلابت و پایداری؛امیر سرلشگر خلبان شهید منصور ستاری،که همواره مقابل زوال نیروی هوایی می ایستاد.
زنده باد یاد اسوه مظلومیت؛امیر سرلشگر خلبان شهید هاشم آل آقا،که مظلومانه و ناجوانمردانه توسط تازیان ترسوی بعثی به شهادت رسید.
و...جاوید باد نام تمام ایثارگران عرصه دفاع مقدس.
اشتراک در:
پستها (Atom)

